جــــمــلــاتــ عــاجـــغــانـــــــــهـ
در دفترخاطراتم نوشتم عشق زیباست معلم دفتر را دید و گفت : این رویاست ! گفتم : معلم تو از عشق چیزی میدانی ؟ گفت : در عالم عشق ، عاشق همیشه تنهاست
چه که بودیم دل درد را به یک زبان می گفتیم، همه می فهمیدند. حالا که بزرگ شدیم، درد دل را به صد زبان می گوییم، اما کسی نمی فهمد
گاهی آدم احساس می کنه این جمله که «گریه مال مرد نیست» رو یه آدم نامرد گفته تا ما رو از درون ویران کنه

چند ساعتی با هم بودیم من به تو نگاه میکردم… و تو به ساعتت تو قرار داشتی و من بی قراری…

همه ی نیمکت های پارک دو نفره ان… بیخیال روی چمن میشینم…

تو میخواستی بشی سنگ صبورم ، تو شدی سنگ و من هنوز صبورم

وقتی دیر رسیدم و با دیگری دیدمت … فهمیدم که گاهی “هرگز نرسیدن بهتر از دیر رسیدن است”

دل من یه روز به دریا زد و رفت / پشت پا به رسم دنیا زد و رفت زنده ها خیلی براش کهنه بودن / خودشو تو مرده ها جا زد و رفت …

سخت ترین دو راهی ، دوراهی بین فراموش کردن و انتظار است گاهی کامل فراموش میکنی و بعد میبینی که باید منتظر می ماندی و گاهی آنقدر منتظر میمانی تا وقتی که میفهمی زودتر از این ها باید فراموش میکردی …

بسترم صدف خالی یک تنهایی است و تو چون مروارید گردن آویز کَسان دگری …

مرا به ذهنت نه! به دلت بسپار… من از گم شدن در جاهاى شلوغ میترسم.
اگر می دانستی چقدر دوستت دارم هرگز قلبم را نمی شکستی، گرچه خانه شیطان شایسته ویرانی است

به دروغ میگویی دوستم داری تا خوشحال شوم و من احمق میشوم تا دلگیر نشوی

دوره ای شده که حاضرم … جای ‘پت’ باشم ولی یه دوست واقعی داشته باشم…

تنهایی یعنی ذهنم پر از تو و خالی از دیگران است.اما کنارم خالی از تو و پر از دیگران است

بغض هایم را به آسمان سپرده ام خدا بخیر کند باران امشب را…

با من بمــان، آنان کـه رفـتـنـشان را طاقـت آوردم؛ ” تو ” نبودی …

آخ عشقم چه زیبا اجرا میکنی … خط به خطه تمام گفته هایم را … خواسته هایم را … منتها برای دیگری!

هیچ انتظاری از کسی ندارم، و این نشان دهنده قدرت من نیست! مسئله ، خستگی از اعتمادهای شکسته است.

امشب شب رویای تو بود و تو نبودی / در دل، همه آوای تو بود و تو نبودی دل زیر لب، آهسته تمنای تو میکرد / در حسرت دیدار تو بود و تو نبودی …

بدون آنکه ماری در کار باشد؛ مزه ی “زهر مار” را میچشم! وقتی نیستی

پایـیــــز فصل رسیدن انـارهای سـرخ است … و انار چه دل خونــــی دارد از رسیـدن …

جاگذاشته ام دلی هرکه یافت مژدگانی اش تمام “زندگی ام” …

به غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد / عجب از محبت من، که در او اثر ندارد / غلط است هر که گوید: دل به دل راه دارد / دل من ز غصه خون شد، دل او خبر ندارد

نشان عهد و وفا نیست در تبسم گل / بنال بلبل بی دل، که جای فریادست

هرگز نخواستم به داشتن تو عادت بکنم بگم فقط مال منی به تو جثارت بکنم

تنهاییم را به گردن هیچکس نمی اندازم گردن هیچکس تاب این همه سنگینی را ندارد !

اینجا زمین است رسم آدم هایش عجیب است؟ اینجا گم که می شوی به جای اینکه دنبالت بگردند فراموشت می کنند …

ما بدهکاریم به یکدیگر و تمام دوستت دارم هایی که ناگفته ماندند و پشت دیوار غرورمان آن ها را بلعیدیم تا نشان دهیم که منطقی هستیم

نگران خودمم که چجوری بی تو بمونم ؟ دوری و ندیدن تو کاره من نیست، نمی تونم

میدونستی … ؟ تنها گرگ ها نیستند که لباس میش میپوشند؟ گاهی پرستو ها هم لباس مرغ عشق بر تن میکنند … عاشقت که کردن، کوچ میکنن …

تنهاییم را به گردن هیچکس نمی اندازم گردن هیچکس تاب این همه سنگینی را ندارد !

اینجا زمین است رسم آدم هایش عجیب است؟ اینجا گم که می شوی به جای اینکه دنبالت بگردند فراموشت می کنند …

گاه آدمی در بیست سالگی می میرد ولی در هفتاد سالگی به خاک سپرده میشود.

آخر قصه ی ما را همان اول لو دادند … همان جایی که گفتند: یکی بود ، یکی نبود …

مینویسم دفتری با اشک و آه / در شبی تاریک و غمگین و سیاه / مینویسم خاطرات از روی درد / تا بدانی دوریت با من چه کرد …

دوای درد مرا هیچ کس نمی فهمد / فقط بگو به طبیبان، دعا کنند مرا









"
