دل شکسته

آدمای دل شکسته گوشه ای تنها نشستن
مثله یک غریبه خسته میونه جاده نشستن
چهره شون غمگین و خسته دلاشون پر از یه غصه
شبشون تاریک و سرده روزشون ماتم گرفته
قلبشون شعله ی آتش گاهی روشن گاهی خاموش
گاهی گرم و گاهی سرده گاهی هیچ نوری نداره
آدمای دل شکسته گوشه ای تنها نشستن
میونه پیکره شبها زار و زار گریه میکردن
چشماشون دریای خونه اشکاشون قطره ی خون
روزشون خورشید نداره شبشون گرمی نداره



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: شعر
[ چهارشنبه ۱۳٩٠/۳/۱۱ ] [ ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ ] [ ✿سحرناز✿ ]