شبی غمگین شبی بارانی و سرد مرا در غربت فردا رها کرد دلم در حسرت دیدار او ماند مرا چشم انتظار کوچه ها کرد به من می گفت تنهایی غریب است ببین با غربتش بامن چه ها کرد تمام هستی ام بود ندانست که در قلبم چه آشوبی به پا کرد او هرگز شکستم رانفهمید اگر چه تاته دنیا صدا کرد  

 >>>>>>>>>>>>>>>>> تقدیم به کسی که شب ها برایش میگریستم و نمی فهمید که دوستش دارم

(آیدا جونم نوشته)

( " پس نظر یادتون نره " )

 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: متن ادبی
[ جمعه ۱۳٩٠/۳/۱۳ ] [ ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ ] [ ✿سحرناز✿ ]