اشتباه مجنون

کسی نیست دو دستشو حلقه کنه روی گلوم؟

نفسم بگیره وُ تموم کنه قصه شوم؟

یکی رفت و رو دلم ردّ پاشو گریه گذاشت

یکی رفت و چشاشو منتظرفردا نذاشت

حالا فردا شده وُ من بی تو تنها٫ تک وتنهام

میشینم به انتظارت تا نمیره بی تو ر‌ؤیام                         

دوتا چشمام غرق خون شد عمر آدمی تموم شد

اما باز نیومدی تو ٫بی تو عمر من حروم شد                  

قاصدک بالش شکسته یکی اونجا راشو بسته

اما باز نیومدی تو ،می دونی بی تو چه سخته؟

دیگه غُصَم نمیگیره اگه قصه هام بمیره

من از این دنیام گذشتم عشقت از یادم نمیره

می شینم کنج خرابه کارتونای پاره پاره

گم میشم تو خاطراتم بی تو اینجا خیلی تاره

یکی چندتا چوب کبریت دو سه تا جعبه خالی

سیگارای لب پریده میگذره عمر خیالی

بی تو اینجا هم درختا همشون بی شاخ و برگه

بی خیال عمرم تموم شد لحظه های دم مرگه

میمیرم به انتظارت واسه چشمای خمارت

دارم از دست تو میرم اینم از دار و ندارت

عزیزم خدا نگهدار نشه چشمای تو بیدار

می خوام از دنیات بمیرم باقی عُمرم و بردار

توی این خرابه انگار کسی رهگذر ندیده

یکی نیست بگه غریبه واسه چی پُشتت خمیده

روی قبرم جای اسمم بنویس دلش اسیره

می دونم وقتی بمیرم هیشکی گریَش نمیگیره

می دونم بودو نبودم واسه تو یه دنیا درده

به خدا که عاشقم من ٫اینافریادِ یه مَرده 

کاشکی می شد قبلِ مُردن رنگ چشماتو ببینم

بیایی با خاطراتت می بازم دنیا وُ دینم!

بعد مردنم میدونم خیلی زود میشم فراموش

خاطراتم پاره می شه دیگه دنیا می شه خاموش

اگه باشم یا نباشم نکنی گریه به حالم

کارم از گریه گذشته ٫بی خیالم بی خیالم

دوس دارم یه شب بمونی سرِ قبرم زیر بارون

بشنوی تو ناله هامو سر میذاری به بیابون

خواستم اشکاتو نبینم غم دنیاتو خریدم

نگی طاقتم تموم شد دیگه از همه بُریدم

آخه کُنج این خرابه یادگاری از تو داره

به گمونم جای پاشو تو خرابه ها میذاره

خیلی وقته دل تنگم شده مث این خرابه

ردّ پات اگه نباشه این خرابه هم سرابه

 

رد پاهاشو می بوسم تا بشه مرهم دردم                                    

بوی این خرابه میگه دیگه دنبالت نگردم

می بینی که روزگارم خزونه بی تو بهارم

تموم دنیامو دادم که بشی دارو ندارم

دیگه رفتی و چشامو میذاری تو قاب شیشه

بذا منتظر بمونم هیشکی مث تو نمیشه

هر چی دارم که ندارم واسه چشمات جا میذارم

بی وفام اگه یه روزی توی جاده جات بذارم

خوش به حالت شده مجنون٫ که به درد لیلی مُردی

هنوزم دنیا همینه نگی عاشقی رو بُردی

به خدا تو قصه عشق می زنم رو دست مجنون

اما لیلیم بی وفا شد منو داد به باد و بارون

شعر از خودم

/ 1 نظر / 8 بازدید
اردوان

خیلی ..خوبه جدی میگم ؛ نسبت به سنت طبع شعرت خیلی شکوفاست. حال کردی پیش ما هم بیا