تاحالا شده نصف شبا وقتی که دلت از زمین و زمان بدت میاد بری بیرون و به

آسمون خدا ذل بزنی.وقتی که خوب به آسمان نگاه میکنی تازه میفهمی که دنیا

چقدر کوچیک و بی ارزشه.اونوقته که یه حس خوب بهت دست میده،احساس

میکنی عاشق شدی عاشق همه چیز.

همه ی دنیا اونوقته که دلت میخواد یکی کنارت باشه یه عاشق،یه همدم،یه مهربون

تابتونی بهش بگی دوستت دارم.ولی هیچکی نیست.توی خلوت دل ما سوته دلان به

جز خدای خودمون کسی پا نمیزاره.ماسوته دلان محکومیم به تنهایی...تنهایی تا

ابدیت...

ای کاش میشد فهمید در دل آسمان چه می گذرد که امشب با ناله ای بغض آلود

بردیار این دل خسته

/ 0 نظر / 4 بازدید