خط پایان

به جای آنکه عاشقانه انتخاب کنیم و بعد عاقلانه زندگی کنیم
عاقلانه انتخاب کنیم و عاشقانه زندگی کنیم...

 

تنها کسیکه وقتی شکمش را لگد می زنی ازشدت شوق می خندد مادر است.

 

دعــای خیـر مادر در کنج خانه سالمندان فرزنـد را شرمنده می کند.

 

وقتی زنده ای کلامی ندارند با تو ، امان از روزی که رفتی...
هر پنج شنبه یا جمعه ساعت ها با سنگ سرد قبرت صحبت می کنند گویا این مردمان با مرده ها راحت ترند تا زنده ها، گویا کلامشان را برای سنگ قبرت نگه می دارند

 

به دنیا آمد تا دختر کسی شود ، ازدواج کرد تا همدم کسی شود
بچه دار شد تا مادر کسی شود ، برای همه کسی شد، اما خودش بیکس ماند...

 

یکی از بزرگترین عیب آدما این است که عاشقانه ترین روابطشان را به خاطر حرف دیگران به گند میکشانند...

 

عظمت آدمای بزرگ از برخوردشون با آدمای کوچیک مشخص می شود....

 

بعضی دوستی ها مانند دوستی تام و جری می ماند از صبح تا شب تو سر هم می زنند
اما بدون هم نمی توانند زندگی کنند...

 

هیچگاه دلت رو به روزگار که دریایی از نا امیدیست نسپار
دلت رو به خدا بسپار که دریایی از امیدست.....

 

اگه آدم ناشکری هستی همین الان خدا رو برای داشته هات شکر کن...

 

 مشکلات = خط پـــایـــان

 

حقیقت محض...

 

تو دنیای به این بزرگی..
فقط پدر مادر هستند که حاضراً مثل پاک کن، خودشون رو کوچیک کنند تا اشتباهات ما را پاک کنند... 

 

روزی رفیق برای حفظ جان رفیقش خود را جلوی گلوله مینداخت..
و امروز رفیق، از رفیق خود سکویی میسازد که پا بر روی او گذارد و پیشرفت کند...

 

بنده های خوب خدا هم لایق احترام هستند حتی اگر در میان ما نباشند...

 

مهم نیست چه اندازه ای هستی
مهم اینه که واسه حقت بجنگی

 

 مرحبا به غیرتت...

 

عشق را عاشق شناسد...

 

به سلامتی بچه‌هایی که پول خرید یه دوچرخه رو ندارن اما دلشون پاک و بی ریاست

 

خدایـــــــــــــــــا خودت پناه بچه های بی سرپرست باش ...

 

دست پر مهر پدر و مادر تنها دست هایی هستند که اگر کوتاه از دنیا هم باشند از تمام دستها بلند ترند...

 

درود بر تو پدر بزرگوار که تو این سن و سال هم هنوز واسه یه لقمه نون حلال زحمت میکشی.

 

زمین خوردن چه زیباست اگر هدف بوسیدن خاک پای مادر باشد...

 

همه از راه رفتن زیر بارون لذت نمیبرن...

...

/ 36 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
faezeh

❀ـ .❀ ..❀❀ ....❀❀❀ .....❀❀❀❀ ......❀❀❀❀❀ ........❀❀❀❀❀❀ ..........❀❀❀❀❀❀❀ ............❀❀❀❀❀❀❀ ............❀❀❀❀❀❀❀ ..........❀❀❀❀❀❀❀ ........❀❀❀❀❀❀ ......❀❀❀❀❀ .....❀❀❀❀ ....❀❀❀ ..❀❀ .❀ ❀ـ‘ عشق، اگر عشق باشد… ناممکن ترین ها را امکان می بخشد تنها برکه ای ست که می توانی در آن غرق شوی و اما نفس بکشی! ❀ـ .❀ ..❀❀ ....❀❀❀ .....❀❀❀❀ ......❀❀❀❀❀ ........❀❀❀❀❀❀ ..........❀❀❀❀❀❀❀ ............❀❀❀❀❀❀❀ ............❀❀❀❀❀❀❀ ..........❀❀❀❀❀❀❀ ........❀❀❀❀❀❀ ......❀❀❀❀❀ .....❀❀❀❀ ....❀❀❀ ..❀❀ .❀ ❀ـ‘

مهدی

مژده ای دل که دگرباد صبا باز آمد هدهدخوش خبر از طرف سبا بازآمد برکش ای مرغ سحر نغمه داودی باز که سلیمان گل از طرف هوا آمد عارفی کوکه کند فهم زبان سوسن تابپرسد که چرا رفت وچرا بازآمد

امیرحسین

رنگ کوه و کوهستان بر روی نوشته هایت نیست!!!

امیرحسین

می دونم اینجا خونه ی خودته و هر جور دوس داشتی رنگ به در و دیواراش می زنی، ولی منه هیج کاره به تقدس نام کوهستان پیشنهاد رنگ و هوای کوهستان رو دادم! به این معنی که نه تنها شما، بلکه همه ی ما میتونیم ازش تو زندگیمون الهام بگیریم... قصد جسارت نداشتم

simin

بگذار آن باشم که در کوهساران با تو گام برمی دارد بگذار آن باشم که در کنار تو گل می چیند بگذار آن باشم که از ژرفای احساسات خود به او می گویی بگذار آن باشم که رازهایت را به او می گویی بگذار آن باشم که در غم به سوی او می روی بگذار آن باشم که در شادی همراه او می خندی

simin

سلام آیدا جونم این مطلبت که برای پدرو مادرا گفتی بی نظیرن دست مریزاد

ملاحت

جملات خیلی زیبا و با معنایی بــــود..... [گل]