یه دل شیکســـــــــــته

یه دل شکسته دارم کی می خره ؟دوستم گفت :یه جا سراغ دارمکه قلبای شکسته را خوب می خرن.

آدرس اونجا رو به زحمت پیدا کردم .تو یکی از کوچه های تنگ و تاریک.

تابلوی مغازه خیلی قدیمیه ،طوری که اصلا" معلوم نیست چی نوشته!!!

فقط یه کلمه قلب و یک کلمه ای که نصفش پیداست ابر....که اون هم با هزار مصیبت میشه خوند .

صاحب مغازه یه پیره مرده،نشسته روی یه صندلی چوبی و داره با نخ محکم یه قلب کوچیکو وصله میزنه.وای چقدر قلب اینجاست!

بزرگ،کوچیک،متوسط،یه تعدادی تو شیشه الکل هستن،یه سری هم خشک کرده زده به دیوار.

-سلام پدر.

من پدر کسی نیستم.

-ببخشید پس چی صداتون کنم ؟

-هیچی ،اصلا" نمی خواد صدام کنی.

-با این دلها چیکار می کنی؟

-از آدمای فضول خوشم نمی یاد.

-این یه دله آرومه ،آوردم واسه فروش!

-چند بار شکسته؟

-مگه مهمه ؟

-بله هر چی کمتر بهتر ،بده دلتو ببینمچقدر می ارزه؟

اونو ور انداز می کنه و زیر لب یه چیزایی میگه ......ایم دوتا درست میشه،این یکی خیلی بزرگه.چند دقیقه فکر میکنه:

-دل خودته یا پیداش کردی؟نکنه خریدیش؟

-نه مال خودمه،چند می خریش؟اگه بخوام یکی ازت بخرم چند می فروشی؟

-بستگی داره که کدومش رو بخوای.مثلا" اون فروشی نیست.

-چرا؟

-چون عتیقه است.

-مال کی بوده؟

-مجنون.

-خوب اون یکی ؟

-اون اصلا" فروشی نیست.

-مال کیه؟

-مال خودمه.

با لبخند پرسیدم:

-مال رومئو رو نداری؟

با خشم نگاه کرد و با عصابانیت گفت:

-قلب فرنگی نداریم.

-حالا مال منو چند میخری؟

-یه کلام پنج هزار تومان .....

-چشمانم از کاسه بیرون زد:آخه چرا ؟

-قلبت وصله داره، تازه چند جاش هم اصلا" درست نمی شه.آدم معروفی هم که نیستی.

-معروف نیستم اما عاشق که هستم.

با مسخرگی یه پوز خندی زد و گفت :

-عاشق؟یه عاشق زنده؟اصلا" با عقل جور در نمیاد.این قلبایی که می

بینی همه مال عاشقایواقعی هستند که از عشقحقیقی مردن ،پس تو

چرا هنوز زنده ای؟ نه ،اصلا" قلبت به درد نمی خوره.

قلبمو ازش پس می گیرم و بر میگردم .تو راه همش به جمله آخر پیره مرد فکر می کردم ." یه عاشق زنده؟اصلا" با عقل جور در نمیاد ....!!!! "

خونه که اومدم یه راست رفتم رو تختمو دراز کشیدم وقتی خوابم برد تو خواب دیدم دارم با قلبم حرف می زنم اون به من می گفت :

تو چرا می خوای منو بفروشی ؟ مگه من چه گناهی کردم ؟ اصلا" تقصیر خودته

که منو اینقدر شکننده بار آوردی!!! بعد یهو زد زیر گریه و من از خواب پریدم . عرق کرده بودم ،دستم روگذاشتم روی قلبم و مدام تکرار می کردم

" دوستت دارم، دوستت دارم ،دوستت دارم " دیگه حتی نمی زارم یه خراش کوچیک روت

بیفته.....................................؟؟؟؟؟؟؟ !!!!!!!

/ 0 نظر / 7 بازدید