روزهای با تو بودن

چقدر زود گذشت،

خنده هایت را به یاد دارم،

و صدای نگران مادر را

بیچاره چشم هایم!

چه زود به انتظار بازگشت دوباره ات

به این جاده های بی سوار دوخته شدند،

سالها انتظار...

و تنها چند روز کوتاه....!!

و باز سالها انتظار...

بدان که تمام عمرم را

به انتظارت خواهم نشست

حتی اگر تمام عمرم را

به انتظارت خواهم نشست

حتی اگر تمام عمرم،

فدای ثانیه ای برای دیدن تو شود....

#دلنوشته

سلام به همه ی دوستان گلم.

بعداز سالها برگشتم با کلی موفقیت و پیشرفت.

سالها بود که رمز و نام کاربریمو گم کرده بودم.

که امروز یهو توی کاغذاهای باطله چیزی و پیدا کردم که کلی باعث خوشحالیم شد.

خوشحالم که هنوز میتونم وبلاگم رو آپدیت کنم.

امیدوارم که منو یادتون نرفته باشه.

هروقت وقت کنم بهتون سر میزنم و کلی مطالب میزارم مثه قدیم.

/ 0 نظر / 31 بازدید