سکوت شب...

من در سکوت شب غرق می شوم و هیچ کس صدای فریادهای بی صدای مرا نمی شنود فریادی که به تلخی غم از هنجره ی من بیرون می آید ...من در عمق سکوت شب فرو می روم و فقط آسمان است که با اشکهایش مرا همراهی می کند دل آسمان هم شکسته از این همه دروغ و نیرنگ از این آدمهای خط خطی که توجهی به این آبی با صداقت ندارند وآری آنها توجه به هیچ صداقتی ندارند و محل سگ آن هم نمی گذارند آدمهایی که به پرو پای هم می پیچند و یک مشت خدعه و نیرنگ تحویل هم می دهند و بعد احساس خوشبختی کامل میکنند ... وچه تلخ است این خوشبختی و چه تلخ تربودن دذ کنار کسانی که خود را خوب پاک و خوشبخت می دانند...

/ 7 نظر / 11 بازدید
sasa

بدجور بات موافقم دقیقا همینطوره

سناومنا

سلااااااااااااااام آیدا جون ببخشید که اون دفعه به وب دوستت سر زندم! آخه لینکشو ندیدم/الان بهش سر زدم........ موفق باشی بای

پانیذ

خیلی قشنگ بود منم باهات موافقم راستی به وب دوستت هم رفتم[بغل]

علي

سلام آيدا آپت قشنگ بود؛ اما يه سوال به نظرت من علم غيب دارم؟؟ خب آدرس وب دوستت رو كه نذاشتي، چطوري بهش سر بزنم؟؟؟؟؟؟؟[تعجب][سوال] باي تا هاي!

بهار من

سلام دقیقا مثل نفر قبلی ادرس وبشون رو نذاشتی

ayoob

آیدا بهت تبریک می گم کارت درسته